پنج شنبه، 9 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » اختصاصی| پرده‌برداری ناتمام؛ رازهایی که “بازی را بکش” جرات افشای آن را نداشت

آیا سینما در نبرد با مافیای فوتبال محافظه‌کار است؟

اختصاصی| پرده‌برداری ناتمام؛ رازهایی که “بازی را بکش” جرات افشای آن را نداشت

0
73
کد خبر: 74786

“بازی را بکش” با شجاعت به قلب تاریک‌خانه‌های فوتبال ایران می‌زند اما در نبردی نابرابر میان افشاگری و ملودرام، تسلیم کلیشه‌ها و ضعف‌های فرمی می‌شود؛ این فیلم که می‌توانست یک تریلر اجتماعی کوبنده باشد، در نهایت به آیینه‌ای تار از یک واقعیت تلخ بدل شده است. 

به گزارش میار، فیلم “بازی را بکش”، نخستین تجربه بلند سینمایی محمدابراهیم عزیزی، تلاشی جسورانه برای تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌های فوتبال ایران است؛ سوژه‌ای که سال‌هاست در تیتر روزنامه‌ها می‌چرخد اما کمتر راهی به پرده نقره‌ای می‌یابد. این درام اجتماعی با تهیه‌کنندگی مصطفی کیایی و حضور بازیگرانی همچون محسن کیایی و هدی زین‌العابدین، در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد و اگرچه توانست توجه مخاطبان را به موضوع ملتهب “شرط‌بندی و تبانی” جلب کند اما در مقام اجرا، میان یک “افشاگری جسورانه” و یک “ملودرام محافظه‌کار” سرگردان مانده است. فیلمنامه‌ای که پیش‌تر در جشنواره آسیایی DANAFF ویتنام تحسین شده بود، در تبدیل شدن به زبان تصویر، دچار لکنت‌هایی است که نمی‌توان از آن‌ها چشم پوشید.

پتانسیلی که قربانی کلیشه شد

فیلمنامه بر پایه یک الگوی کلاسیک “کشف و شهود” بنا شده است. داستان موسی (محسن کیایی)، پیشکسوت فوتبالی که پس از مرگ مشکوک برادرش وارد مارپیچ فساد می‌شود، پتانسیل تبدیل شدن به یک تریلر نفس‌گیر را داشت. پرده اول با تعلیقی مناسب و رویدادی محرک (مرگ برادر) آغاز می‌شود اما درست در جایی که باید به عمق برود، در سطح می‌لغزد.

مشکل اصلی روایت، عدم توازن در ریتم و اطلاعات‌دهی است. نیمه اول فیلم با سکانس‌های تمرین طولانی و توصیفات کش‌دار، ضرباهنگ درام را کند می‌کند و نیمه دوم، با شتاب‌زدگی سعی در جمع‌کردن گره‌های داستانی دارد. دیالوگ‌نویسی نیز پاشنه آشیل اثر است؛ جملاتی نظیر “فوتبال بازی نیست، قمار است” بیش از آنکه برآمده از ناخودآگاه شخصیت‌ها باشد، شعارهایی گل‌درشت است که نویسنده در دهان کاراکترها گذاشته است. فقدان کاشت و برداشت‌های دقیق در فیلمنامه باعث شده تا تعلیق‌های اثر، فاقد عمق روان‌شناختی لازم باشند و به جای درگیر کردن ذهن مخاطب، تنها هیجانی لحظه‌ای ایجاد کنند.

تضاد فرم و محتوا

عزیزی که خاستگاهش فیلم کوتاه است، در نخستین گام بلند خود، دوگانگی عجیبی را در فرم به نمایش می‌گذارد. او در به تصویر کشیدن طبیعت شمال ایران و قاب‌های اکستریم لانگ‌شات، هوشمندی بصری دارد و موفق می‌شود اتمسفری مه‌آلود و رازآلود بسازد اما به محض ورود دوربین به فضاهای داخلی و استادیوم‌ها، خلاقیت رنگ می‌بازد.

نورپردازی تخت، دکوپاژهای تلویزیونی و عدم استفاده دراماتیک از عمق میدان، باعث شده تا فیلم در لحظات کلیدی، حس سینمایی خود را از دست بدهد. تدوین نیز با کات‌های جامپ و ناگهانی در صحنه‌های اکشن، به جای القای تنش، ریتم بصری را مختل می‌کند. موسیقی متن نیز که تلفیقی از نواهای فولکلور و الکترونیک است، کارکردی دراماتیک نمی‌یابد و صرفاً جنبه‌ای تزئینی و پرکننده دارد.

درخشش تک‌ستاره‌ها در تاریکی

در میان بازیگران، محسن کیایی بار اصلی درام را به دوش می‌کشد. او با فاصله گرفتن از پرسونای کمدی معمولش، تصویر مردی شکسته با خشمی فروخورده را باورپذیر ارائه می‌دهد. سکانس‌های تنهایی او و بازی با سکوت، از معدود لحظات درخشان فیلم است. هدی زین‌العابدین نیز در نقش مکمل، فراتر از تیپ همسر نگران ظاهر شده است و با ظرافت‌های میمیک صورت، آسیب‌پذیری قربانیان خاموش فساد را نمایندگی می‌کند.

با این حال، هدایت بازیگران در نقش‌های فرعی و منفی (آنتاگونیست‌ها) ضعیف است. بازیگری توانمند مانند محمد بحرانی، در دام یک تیپ‌سازی اغراق‌آمیز و کلیشه‌ای از “بدمن” ماجرا گرفتار شده و شیمی لازم میان قهرمان و ضدقهرمان شکل نمی‌گیرد.

تحلیل درون‌مایه و بستر اجتماعی

“بازی را بکش” می‌خواهد آیینه‌ای در برابر ساختار معیوب ورزش ایران باشد؛ از دلالی استعدادها تا مافیای شرط‌بندی. اشاره به پرونده‌های واقعی و مستند، ارزشمند است اما رویکرد فیلمساز به این معضلات، توصیفی باقی می‌ماند و به تحلیل نمی‌رسد. محافظه‌کاری فیلم در نزدیک شدن به ریشه‌های فساد (نقش نهادهای رسمی یا مدیران ارشد) و بسنده کردن به دیالوگ‌های مبهم، اثر را از یک نقد ساختاری گزنده، به یک درام خانوادگی تقلیل داده است. در مقایسه با آثار اجتماعی پیشرو سینمای ایران، این فیلم فاقد جسارت لازم برای جراحی چرکواره‌های اجتماعی است.

“بازی را بکش” نویدبخش تولد کارگردانی است که دغدغه‌های اجتماعی ارزشمندی دارد اما هنوز بر ابزار سینما کاملاً مسلط نیست. فیلم فرصت طلایی برای کالبدشکافی دقیق مافیای فوتبال را با افتادن در دام کلیشه‌های روایی و محافظه‌کاری از دست می‌دهد. با این همه، تماشای آن برای مخاطبی که دغدغه عدالت در ورزش را دارد خالی از لطف نیست؛ چرا که یادآوری می‌کند گاهی برای پیروزی، باید خود “بازی” کثیف را کشت، نه حریف را.

دسته بندی: فرهنگی / سینمای ایران
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید